نمونه مرمت شهری (قاهره)

ارگ

ارگ اولین گسترة عمده‌ای بود که خارج از ناحیة فاطمیه گسترش یافت. پس از آن که شهر بی‌دفاع فسطاط در سال ۱۱۶۸ میلادی ـ برای جلوگیری از اشغال آن به دست صلیبیون ـ طعمة حریق و ویران شد، کل جمعیتش در شهر قاهره اسکان یافت که دارای حصار بود و ارگ آن از سال ۱۱۷۶ میلادی به تدریج به دستور فاتح جدید، «صلاح‌الدین ایوبی»، در پای تپه‌های «مقطم» بنا، و به مرکز قدرت و حکومت جدید بدل شد.
اکثر جانشینان صالح‌الدین ایوبی تا قرن نوزدهم در ارگ می‌زیستند. در این هنگام بود که با ساخته شدن یک مسجد و کاخ به سبک معماری عثمانی اهمیت ارگ به عنوان یک قلعة نظامی زایل شد. این ارگ با مساحتی معادل ۲۳ هکتار هنوز هم بزرگترین و سالم‌ترین استحکامات خاورمیانه به شمار می‌رود و از آنجا که در دشت قرار گرفته است، هنوز هم با اشراف بر شهر قاهره تا محل اهرام در جیزه، چشم‌اندازی بسیار زیبا دارد.
توسعة شهری قاهره

ناپلئون در سال ۱۷۹۸ تا قاهره پیشروی کرد و بالاخره با ارتش مدرن خود بر ممالیک که از تسلیحات لباس‌های سنگین و ناکارآمد استفاده می‌کردند، چیره شد. در سال ۱۸۱۱، محمدعلی، افسری آلبانیایی تبار در ارتش ترکیه ممالیک صاحب نفوذ بازمانده در ارگ را به قتل رساند و مصر را ملک خصوصی خود اعلام کرد. در سال ۱۸۵۲ گروه کارشناسان ناپلئون بررسی معروف توصیف مصر را ارائه کردند و خیابان‌های مستقیم و میدان‌های باز را از نو در قاهره ایجاد کردند.
محمدعلی قاهره را به سمت شمال‌غربی توسعه داد. جانشینان او، و سپس از سال ۱۸۸۲ بریتانیایی‌ها با کشیدن بلوارهای جدید و ساختن محله‌های نو و ادغام شهر جدید هلیوپولیس با قاهره، در سال ۱۹۰۶ از آن پایتختی اروپایی ساختند. در این میان، شهر سنتی قاهره با تراکم جمعیتی رو به افزایش و شرایط زیستی نامناسب مورد بی‌توجهی قرار گرفت و بر آن چشم پوشیدند.
وضعیت کنونی شهر تاریخی

شهر تاریخی با مساحتی حدود ۴ کیلومتر مربع، در قلب منطقة شهری قرار گرفته و تحت فشارهای بسیار برای ایجاد تغییر، هویت سنتی آن کم‌رنگ شده است. خیابان الزهرا یکی از مسیرهای اصلی شرقی‌ ـ غربی قاهره است که شهر تاریخی را به دو بخش تقسیم کرده که رابطة آنها تنها با یک پل فلزی برقرار می‌شود. ساختمان‌های بزرگ نوساز در هر دو طرف در حال تغییر دادن الگوی کاربری زمین و بلعیدن بافت سنتی شهری‌اند.
به دلیل فشردگی ساخت و سازها، کمتر از یک درصد مساحت کل شهر تاریخی به فضاهای باز تاریخی اختصاص یافته است،‌ در حالی‌که راه‌ها بیست و پنج درصد آن را تشکیل می‌دهند. به همین ترتیب، فضاهای دافع هم کوچک‌اند. از این‌رو، محیط خیابان‌ (مغازه‌ها و خانه‌ها) در نقش کانون فعالیت و برای تعامل اجتماعی به جایگزین قابل توجهی برای فضای باز تبدیل می‌شوند.
واقعیت این است که مردم محلی حق سنتی استفاده از فضای عمومی را برای خود قائل‌اند. مفهوم «الفینه» در شکل‌گیری محیط خیابان، نقشی اساسی ایفا می‌کند. الفینه متضمن رابطه‌ای است که مابین فضای داخلی، بر ساختمان و بخشی از پیاده‌رو برقرار می‌شود. خیابان‌های مسکونی هم به همین ترتیب در وقایع اجتماعی و خانوادگی مانند آیین‌های عروسی و مراسم تشییع جنازه مورد استفاده قرار می‌گیرند.
حفاظت از میراث تاریخی

منابع قابل حصول برای حفاظت از میراث ارزشمند تاریخی در مقایسه با وسعت کار ناکافی‌اند. با وجود برنامه‌های بی‌شمار و مطالعات بی‌پایان، هنوز محدوده‌ای قانونی برای حفاظت و احیاء، در چارچوب برنامه‌ای سازمان یافته از سوی دولت و سایر نهادها مشخص نشده است. به خصوص، از آنجا که بهره‌برداری از توانایی‌ها (و زمینه‌ها)ی جهانگردی کامل نیست، فرصت‌های شغلی و مشارکت اجتماعی در این‌جا به چشم نمی‌خورد.
وضعیت نامناسب زیرساخت‌های شهری، بخصوص حل نشده ماندن معضل آب‌های سطحی یکی از مهمترین عوامل ویرانی سریع یادمان‌ها و بناها بوده است. زمین لرزة سال ۱۹۹۲، به تخریب بیشتر بناهای تاریخی انجامیده، دیوارها ترک برداشته، مناره‌ها کج شده و گرداگرد بسیاری از یادمان‌ها همچنان داربست برپاست.
با تمرکز قدرت و ثروت در خارج از شهر تاریخی، به وضعیت آن توجه کافی نمی‌شود. اجتماعات محلی که استطاعت مالی چندانی ندارند، عامل فرسودگی شدید شهر تاریخی شناخته شده‌اند. در نتیجه، مقام‌هایی مسؤل بر این باورند که جابه‌جایی ساکنان بی‌بضاعت، می‌تواند شرایط را بهبود بخشد. اما نمی‌توان درهای شهر تاریخی را به روی مردمانی که در آن به کار و زندگی مشغول‌اند، بست. کارکردن با اجتماعات محلی می‌تواند به نتایج پرباری انجامد.
از سوی دیگر، هم‌پوشانی و تداخل مسئولیت‌ها و سردرگمی مقامات گوناگون در مورد یادمان‌ها و در زمینة مدیریت شهر تاریخی به چشم می‌خورد. تخریب‌ها، آسیب‌ها، و از شکل افتادگی‌هایی که به شهر تاریخی وارد آمده‌اند، پیامد ساخت و سازهای مجازی‌اند که بر پایة ضوابط و مقررات قانونی احداث شده‌اند. قانون، بازسازی ساختمان‌های همجوار یادمان‌ها را منع کرده تا با فرو ریختن آن‌ها فضایی خالی برای محافظت یادمان در مقابل ساخت و ساز فراهم آید. پایین بودن نرخ اجاره هم موجب بی‌توجهی به نگهداری ساختمان می‌شود.
مجوزهای رسمی برای فعالیت صنایع گوناگون (از تصفیة‌ مس، انبارهای الوار و کارگاه برش سنگ مرمر گرفته تا تعمیر اتومبیل) در ساختمان‌های تاریخی یا در کنار آن‌ها، آلودگی صوتی و بصری ایجاد کرده، تأثیر منفی بر بناها به جای می‌گذارند.
از ۳۱۳ باب ساختمان فهرست شده در خود شهر تاریخی، بیش از ۹۵درصدشان به وزارت اوقاف تعلق دارد. اما شورای عالی میراث باستانی وظیفة حفاظت از یادمان‌ها را برعهده دارد که اعتبار سالانة آن تنها برای مرمت پنج یا شش بنا کفایت می‌کند.
علاوه بر این، فقدان مدیریت شهری به فلج شدن سازمان و ناتوانی در هدایت منابع می‌انجامد. در نتیجه، به نظر می‌رسد جامعة بین‌المللی از مشارکت مؤثر (فنی و مالی) در این زمینه ناتوان است. فوریت موضوع، آن را شایستة توجه عالی‌ترین رده‌های دولت و پی‌ریزی و پشتیبانی سیاستی مطمئن برای احیاء می‌کند. چنین حرکت قاطعی، جامعة بین‌المللی را به مشارکت فنی و مالی در مقیاس وسیع ترغیب می‌کند.
برنامه‌های بهسازی

برای حل این مشکلات، طرح «پروژة بهسازی قاهرة تاریخی» ظرف یک سال از سوی برنامة توسعة سازمان ملل و شورای عالی میراث باستانی در دستور کار قرار گرفت. هدف این طرح حفاظت میراث شهری و توجه به آن و ارتقای کیفی سطح زندگی ساکنان شهر تاریخی بود. به این دو مؤلفه به صورتی هم‌سنگ و جداناپذیر نگریسته شد.
سه جزء اصلی طرح از این قرارند: اول، طرح راهبردی؛ دوم بازشناسی محدوده‌های اقدام ویژه و سرمایه‌گذاری بین‌المللی؛ سوم، ایجاد نهادهای دولتی و ساختاری سازمانی برای نظارت عملیاتی که نیازمند قدرت اجرایی لازم برای از میان برداشتن سریع موانع بسیاری است که موجب کندی اقدامات می‌شوند. یازده محدوده برای حمایت مالی خارجی شناسایی شدند.
بررسی دقیق گستره نشان می‌دهد که یادمان‌های عمده در نزدیکی یکدیگر واقع شده‌اند، و گردآمدن طبیعی آن‌ها به صورت گروه، بر ارزششان می‌افزاید. به طور کلی، نُه مجموعة یادمانی شناسایی شدند که هر یک کانونی برای بازسازی، بهسازی و حفاظت به شمار می‌آیند. این مجموعه‌ها در طول خیابان المعز قرار می‌گیرند که ستون فقرات شهر تاریخی (و قسمتی از خیابان الجمالیه) است و تا گذر خیامان (خیمه‌دوزان) در جنوب ادامه می‌یابند، در امتداد رب‌الاحمر هم جهت با مسجد سلطان حسن به مسجد ابن طولون راه می‌برند. خیابان‌های واصل گروه‌های ساخمانی نیز که پیوستگی میان گسترة وسیعی از اماکن را فراهم می‌کنند، اهمیتی کم‌تر از خود مجموعة یادمان‌ها ندارند. گستره‌ای که این گروه‌ها در آن گنجیده‌اند، دالان میراث نام گرفته و هستة‌ اصلی جذب جهان‌گردان است و در امر بازسازی، بهسازی و حفاظت اولویت‌ نخست را به خود اختصاص داده است.
زمینة حفاظت
تمرکز یادمان‌های تاریخی در قاهره نیازمند اقدام سریع برای بهبود وضعیت و نگهداری میراث شهری است. حفظ متن کالبدی موجود و پراکندگی یادمان‌ها، اهمیتی اساسی دارد. هر گونه سیاستگذاری باید برای احیاء، بهسازی و حفاظت تدوین شود تا به ارتقای کیفیت زندگی ساکنان انجامد. هر گونه تلاشی در زمینة حفظ و احیای بافت تاریخی قاهره، نوسازی پایة اقتصادی، افزایش سرمایه‌گذاری و بهسازی ساختار مالی برای گردآوری سرمایه و پشتیبانی از روند احیاء به کمک قدرتی کارآمد را دربرگیرند. مشارکت فعال مردم محلی عامل اساسی در موفقیت هر یک از اقدامات پیشنهادی در هستة‌ تاریخی محسوب می‌شود.
وضعیت فعلی منطقه چندان بحرانی است که باید برای نجات بافت تاریخی قاهره و یادمان‌های بی‌شمار آن اقدامات فوری و کلان صورت گیرد. شیوة برخورد دیگر، رها کردن هستة تاریخی در دست منافع شخصی و تمرکز بر حفظ چند یادمان مستقل است. چنین اقدامی برای مصر و تمام جهان ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر به بار خواهد آورد.
بافت‌های کهن دربردارندة ویژگی‌هایی همچون محرمیت، امنیت، مقیاس انسانی، هماهنگی در طراحی، استفاده از مصالح بومی و تنوع ارگانیک‌اند و مرمت، احیا و نگهداری آنها نه تنها موجب طراوت و شادابی درونی شهرها می‌شود بلکه میراث و هویت فرهنگی جامعه را نیز حفظ می‌کند.

/ 0 نظر / 60 بازدید