حکمروایی

تعاریف بسیاری از سوی نظریه پردازان از حکمروایی شهری این مبحث ارائه شده است که از جمله مهم ترین آنها:

  • مجموعه شیوه هایی که براساس آن،افراد و نهادهای عمومی و خصوصی،شهر را برنامه ریزی و مدیریت می کنند.این امر فرآیند پیوسته ای است که از طریق آن منافع متضاد و مغایر می توانند با هم تطبیق و سازگاری یابند و در اقدام به عمل آمده تشریک مساعی کنند(UN_Habitat,2002).
  • حکمروایی را می توان رابطه ی میان جامعه ی مدنی و دولت تعریف کرد.چهارچوب حکمروایی شهری به ما این امکان را می دهد عناصری را به حساب آوریم که به طور متداول،اغلب خارج از فرآیند سیاست عمومی تلقی شده اند،اما در توسعه ی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی شهرهای جهان سوم موثر هستند و در منظر شهری و شکل ساخته شده ی شهرها بسیار دخالت دارند.این عناصر شامل انجمن های شهری،کارگزاران غیر قانونی سازمان های بخش غیر رسمی،گروه های مبتنی بر اجتماعی و جنبش های اجتماعی هستند که همگی بر ریخت شناسی و توسعه ی مراکز شهری تاثیر فراوان می گذارند.(Mckinlay,1999:1).

با جمع بندی تعاریف ارائه شده برای حکمروایی شهری می توان گفت:حکمروایی شهری الگویی گسترده و فراگیر است که با هدف دستیابی به توسعه ی پایدار،در برنامه ریزی و مدیریت شهر به دنبال همسو کردن اهداف متضاد و ایجاد تعامل بین همه ی ذی نفعان شهری است،پس حکمروایی شهری،همه ی نهادهای شهری اعم از دولتی،بخش خصوصی و نهادهای مدنی را در بر می گیرد.

/ 0 نظر / 9 بازدید